دسته بندی ها
محصولات
مقالات جدید

خستگی بویایی(Olfactory Fatigue)

خستگی بویایی(Olfactory Fatigue)
خستگی بویایی زمانی رخ می‌دهد که حس بویایی انسان پس از استنشاق طولانی‌مدت یک رایحه خاص، توانایی تشخیص آن را از دست می‌دهد. این پدیده به دلیل سازگاری سیستم عصبی با محرک‌های ثابت ایجاد می‌شود.

خستگی بویایی (Olfactory Fatigue): علل، پیامدها و راهکارهای پیشگیری در ارزیابی عطرها

چرا دیگر بوی عطر موردعلاقه خود را احساس نمی‌کنید؟

ممکن است تصور کنید که مشکل از خود عطر است یا حتی حس بویایی شما مانند گذشته حساسیت ندارد.اما واقعیت ماجرا پیچیده‌تر از این تصورات است.پشت این پدیده، یک مکانیسم ناشناخته و تأثیرگذار نهفته است که ذهن و بدن ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد،عاملی که بسیاری از افراد از آن بی‌اطلاع‌اند و تنها کسانی که عمیقاً به دنیای عطر و رایحه وارد می‌شوند، به این راز پی می‌برند.اگر می‌خواهید بدانید چرا این اتفاق رخ می‌دهد و چگونه می‌توانید دوباره رایحه‌ها را با همان شور و هیجان گذشته احساس کنید، این مقاله را از دست ندهید.

خستگی بویایی چیست؟

خستگی بویایی (که به آن کاهش یا از دست دادن حساسیت بویایی نیز گفته می‌شود) پدیده‌ای رایج است که طی آن، فرد پس از استشمام مداوم یک بو، حساسیت خود را نسبت به آن از دست می‌دهد.این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که در هر نفس، به‌طور مداوم در معرض یک منبع ثابت بو قرار بگیریم.سیستم بویایی انسان بسیار انعطاف‌پذیر است، اما در مواجهه با جریان مداوم یک رایحه (چه عطر، چه طعم و یا حتی بوی نامطبوع محیطی)، حساسیت خود را نسبت به آن کاهش می‌دهد.در نتیجه، فرد به آن بو عادت کرده و شدت آن را ضعیف‌تر احساس می‌کند.در موارد شدیدتر، این تطبیق بویایی می‌تواند منجر به از دست دادن کامل توانایی درک آن بو شود.اگر یک ماده معطر را بو کنیم و پس از مدت کوتاهی همان ماده را در غلظتی پایین‌تر استشمام کنیم، ممکن است حس بویایی ما یا به‌طور کامل از بین برود یا به میزان قابل‌توجهی کاهش یابد.
اصطلاح "سازگاری خودکار" به همین کاهش تدریجی حساسیت بویایی اشاره دارد.البته، این پدیده منحصر به حس بویایی نیست، بلکه تمامی حواس را تحت تأثیر قرار می‌دهد، هرچند میزان و شدت آن در هر حس متفاوت است.هر حس، در برابر ورودی‌های ثابت، تمایل دارد خود را تنظیم کند.برای مثال، هنگامی که از یک سینمای تاریک وارد محیطی روشن می‌شویم، چشم‌هایمان برای چند لحظه به سختی با نور محیط تطبیق پیدا می‌کنند.این همان فرآیند سازگاری حسی است که در مورد حس بویایی نیز رخ می‌دهد.در ادامه، پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه را بررسی کرده و دیدگاه‌های محققانی را مرور خواهیم کرد که به ارزیابی ویژگی‌های این پدیده پرداخته و به پرسش‌های اساسی آن پاسخ داده‌اند:

-چه مدت زمان لازم است تا یک بو به‌طور کامل از درک بویایی ناپدید شود؟
- آیا شدت و ماندگاری یک بو به غلظت آن وابسته است؟
- چگونه می‌توان میزان سازگاری بویایی را بدون نیاز به انتظار برای ناپدید شدن کامل بو ارزیابی کرد؟
- آیا پس از یک دوره مشخص از سازگاری، باید سطح آستانه (حداقل شدت محرکی که قابل تشخیص است) یا زیرآستانه (شدتی که آنقدر پایین است که حس بویایی قادر به درک آن نیست) را مورد بررسی قرار داد؟

چه مدت زمان لازم است تا یک بو به‌طور کامل از درک بویایی ناپدید شود؟

آزمایش ناپدید شدن بو از نظر تجربی بسیار ساده است؛ شرکت‌کننده لحظه‌ای که دیگر بویی احساس نمی‌کند، آن را به آزمایشگر اطلاع می‌دهد.البته، مدت‌زمان از بین رفتن بو می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.نخستین مطالعه‌ی سیستماتیک در این زمینه تقریباً یک قرن پیش انجام شد.آرونسون (1886) در پژوهش خود هشت ماده‌ی مختلف را مورد آزمایش قرار داد که برخی از آن‌ها ساده، مانند کافور و برخی پیچیده‌تر، مانند آب کولاژن بودند.نتایج نشان داد که زمان ناپدید شدن کامل بوها از ۵۰ ثانیه تا ۱۲ دقیقه متغیر است.آب کولاژن در حالت رقیق سریع‌تر از بین می‌رفت، درحالی‌که اجزای غلیظ‌تر آن دوام بیشتری داشتند.آرونسون همچنین گزارش کرد که بوی کافور به‌طور متوسط حدود ۵ دقیقه طول می‌کشد تا از بین برود، اما مطالعه‌ او تنها یک سطح از محرک‌ها را بررسی کرده بود و مواد ناخالصی نیز در آزمایش‌ها وجود داشتند.مطالعات بعدی این روند را با تغییراتی جزئی تکرار کردند.واسبید (1902) دریافت که بوی اتر پس از ۸۵ ثانیه ناپدید می‌شود، درحالی‌که بوی آمونیاک تا ۱۰ دقیقه باقی می‌ماند و بوی کافور ممکن است ۳۰ دقیقه یا بیشتر دوام داشته باشد.
تمام این آزمایش‌ها در شرایط پیوسته انجام شده بودند.سپس، وودرو و کارپمن (1917) در تحقیقات خود نشان دادند که ناپدید شدن بوهای متوسط تا شدید مانند پروپانول، کافور و نفتالین حداقل ۶۰ ثانیه زمان نیاز دارد.یکی از پرسش‌های مهم در حوزه‌ی بویایی این است که آیا بو ناگهان از بین می‌رود یا به‌تدریج کاهش می‌یابد؟ برای بررسی این موضوع، محققان از مقیاس‌گذاری روان‌فیزیکی (Psychophysical Scaling) استفاده کردند که به شرکت‌کنندگان اجازه می‌دهد تغییرات شدت بو را در طول زمان دنبال کنند.در پژوهشی که پریور، استاینمتز و استون (1970) انجام دادند، شدت بوی پروپانول در فواصل ۵ ثانیه‌ای اندازه‌گیری شد و نتایج نشان داد که در ۹۰ ثانیه‌ی نخست، تطابق بویایی با سرعت بالایی رخ می‌دهد و سپس روند آن کندتر می‌شود.همچنین، مشخص شد که غلظت بو تأثیر مستقیمی بر سرعت تطابق دارد؛ یعنی هرچه غلظت بیشتر باشد، بو سریع‌تر محو می‌شود.در ادامه‌ی این تحقیقات استاینمتز، پریور و استون (1970) آزمایشی مشابه را با متیل ایزوبوتیل کتون انجام دادند و دریافتند که با افزایش غلظت بو، سرعت تطابق نیز افزایش می‌یابد.پس از ۱۲ دقیقه ارزیابی، شدت درک‌شده‌ی بو ابتدا به‌سرعت کاهش یافت، سپس روند کاهشی آن آهسته‌تر شد و در نهایت به یک نقطه‌ی پایانی (آسیمپتوت) رسید که نشان‌دهنده‌ی سطحی از حس بویایی بود که هرگز کاملاً به صفر نمی‌رسید.نکته‌ی جالب این است که در تمام موارد، به‌جز بالاترین غلظت‌ها، این نقطه‌ی پایانی بین ۴ تا ۱۰ دقیقه پس از شروع آزمایش حاصل شد.

آیا شدت و ماندگاری یک بو به غلظت آن وابسته است؟

مولینز (1955)، در ادامه‌ی تحقیقات وودرو و کارپمن (1917)، آزمایش آن‌ها را تکرار کرده و سه ماده‌ی دیگر را نیز مورد بررسی قرار داد: بوتان، ن-بوتانول (که بویی شبیه به روغن فوزل دارد) و پنتادکانولید (که بوی مشک می‌دهد).نتایج نشان داد که هر سه ماده در نهایت ناپدید می‌شوند، اما رابطه‌ی مشخصی میان شدت بو و مدت‌زمان لازم برای از بین رفتن آن مشاهده نشد.در سال 1935، السبگر مجموعه‌ای از مطالعات جامع را با استفاده از اولفاکتومتر منتشر کرد.این دستگاه می‌توانست جریان هوا را با حجم‌ها و غلظت‌های مختلف بو مستقیماً به بینی هدایت کند.پس از آن، تحقیقات بیشتری برای بررسی ارتباط میان مدت‌زمان ناپدید شدن بو و غلظت آن انجام شد.نتایج آزمایش‌های وودرو و کارپمن (1917) و استویور (1958) نشان داد که هرچه غلظت بو بالاتر باشد، مدت بیشتری طول می‌کشد تا به‌طور کامل از بین برود.
تحلیل دو دیدگاه:  
1.سازگاری خودکار و ناپدید شدن بو
-این دیدگاه بیان می‌کند که شدت بو تأثیر مستقیمی بر مدت‌زمان محو شدن آن ندارد.
-مولینز (1955) دریافت که برخی بوها سریع‌تر از بین می‌روند، اما این شدت بو نیست که مستقیماً تعیین‌کننده‌ی این مدت‌زمان است.
-آرونسون (1886) نیز مشاهده کرد که برخی مواد، حتی با شدت یکسان، مدت‌زمان متفاوتی برای ناپدید شدن دارند.
2.تطابق بویایی و خستگی بویایی
-این دیدگاه تأکید دارد که در غلظت‌های بالاتر، سازگاری بویایی سریع‌تر رخ می‌دهد.
-استاینمتز و پریور (1970) نشان دادند که بوهای قوی‌تر زودتر حسشان کاهش می‌یابد، زیرا فرد سریع‌تر به آن‌ها عادت می‌کند.
-وودرو و کارپمن (1917) نشان دادند که بوهای غلیظ‌تر، هرچند دیرتر به‌طور کامل محو می‌شوند، اما شدتشان در ابتدا سریع‌تر کاهش می‌یابد.
جمع‌بندی و حل تناقض ظاهری
-در مراحل اولیه، بوهای قوی‌تر سریع‌تر کاهش می‌یابند، زیرا سیستم بویایی به آن‌ها سریع‌تر عادت می‌کند.
-اما اگر به مدت‌زمان کامل ناپدید شدن بو نگاه کنیم، بوهای قوی‌تر دیرتر به‌طور کامل از بین می‌روند.
در نتیجه، بوهای غلیظ‌تر ابتدا به‌سرعت ضعیف می‌شوند، اما در مجموع دیرتر کاملاً محو می‌شوند.این تفاوت زمانی بیشتر به نحوه‌ی اندازه‌گیری و زاویه‌ی نگاه به پدیده‌ی سازگاری بویایی بستگی دارد.(برای مطالعه بیشتر در مورد تاثیر غلظت ها در عطر شما می توانید روی لینک مقاله کلیک کنید)

چگونه می‌توان میزان سازگاری بویایی را بدون نیاز به انتظار برای ناپدید شدن کامل بو ارزیابی کرد؟

استویور از یک اولفاکتومتر (دستگاهی که برای اندازه‌گیری و تحلیل بوها و شدت رایحه‌ها استفاده می‌شود) جهت تحویل حجم مشخصی از هوای معطر بهره برد و نشان داد که رابطه‌ی بین زمان ناپدید شدن بو (T) و غلظت (C) برای دو ترکیب مختلف به‌صورت زیر است:
-D-Octanal (بوی چرب و میوه‌ای): T = 20(C–1)^0.5
-M-Xylene (بوی حلال): T = 30(C–1)^0.5
نتایج این مطالعات نشان داد که رابطه‌ی کلی بین شدت درک‌شده‌ی بو (I) و زمان (T) را می‌توان با فرمول زیر بیان کرد:
R = a + b(c)⁻ᵀ
شدت بو به‌صورت نمایی با گذر زمان کاهش می‌یابد و این روند در شکل دیگر به‌صورت زیر نمایش داده می‌شود:
R = a + e⁻ᵛ (که در آن v ثابت نرخ کاهش است)
در این معادله، با افزایش زمان (T)، مقدار (C)⁻ᵀ به صفر نزدیک شده و شدت بو به مقدار پایانی a می‌رسد.این فرمول‌ها نشان می‌دهند که اگر غلظت بو دو برابر شود، زمان لازم برای ناپدید شدن کامل آن دقیقاً دو برابر نخواهد شد، بلکه فقط حدود 40٪ زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

چگونه بینی ما دوباره رایحه‌ها را احساس می‌کند؟

بازیابی پس از تطابق بویایی (Self Adaptation Recovery) زمانی آغاز می‌شود که جریان مداوم هوای معطر متوقف شده و با هوای بدون بو یا هوایی که حاوی ماده‌ی معطر متفاوتی است،جایگزین شود.این فرآیند به معنای بازگشت حساسیت بویایی به سطح اولیه‌ی خود است.آرونسون (1886) میزان بازگشت حساسیت بویایی را با بررسی مدت‌زمان لازم برای از بین رفتن کامل بو پس از قرار گرفتن اولیه در معرض آن ارزیابی کرد.روش او شامل سه مرحله‌ی اصلی بود: ابتدا قرار گرفتن در معرض بو تا زمانی که دیگر احساس نشود و سپس یک وقفه‌ی زمانی مشخص قبل از استشمام مجدد همان بو و در نهایت بررسی مدت‌زمان لازم برای تطابق مجدد.اگر مدت‌زمان تطابق مجدد برابر با بار اول بود، نتیجه‌گیری می‌شد که بازیابی 100٪ انجام شده است، اما اگر مدت کمتری لازم بود نشان‌دهنده‌ی کاهش دائمی حساسیت بویایی تلقی می‌شد.بر اساس مطالعات او، حتی سه دقیقه فاصله‌ی زمانی برای بازیابی کامل از تطابق بویایی به کومارین کافی نبود.علاوه بر این، مشخص شد که هرچه مدت تطابق بویایی طولانی‌تر باشد ، خستگی بویایی افزایش یافته و زمان بیشتری برای بازیابی حساسیت بویایی لازم خواهد بود.
در مطالعات بعدی، استیوور (1958) آزمایش‌هایی را طراحی کرد که در آن شرکت‌کنندگان برای مدت‌های مختلف در معرض جریان مداوم هوای معطر قرار گرفتند.سپس این جریان با هوای خالص جایگزین شد و در فواصل زمانی مشخص بو با غلظت‌های کمتر از سطح تطابق‌یافته دوباره ارائه شد.مدت‌زمان لازم برای درک بوهای ضعیف‌تر به‌عنوان معیاری برای اندازه‌گیری سرعت بازیابی حس بویایی در نظر گرفته شد.برای دو ماده‌ی معطر آزمایش‌شده (D اکتانول و M زایلن) نتایج نشان داد که بازیابی حساسیت در دقایق ابتدایی با سرعت بیشتری انجام می‌شود، اما پس از آن روند آن کندتر شده و در نهایت برای بازگشت کامل حس بویایی به سطح قبل از تطابق، تا 1440 ثانیه (24 دقیقه) زمان نیاز بود.برای کاهش خستگی بویایی و افزایش کارایی حس بویایی دو روش اصلی پیشنهاد شده است:
نخست افزایش زمان بین استشمام‌ها، به‌طوری‌که حداقل 20 تا 25 ثانیه بین هر استشمام فاصله وجود داشته باشد
دوم استنشاق هوای تازه که با قرار گرفتن در معرض هوای بدون بو (مثلاً تنفس در هوای آزاد) می‌تواند به بازیابی سریع‌تر حس بویایی کمک کند.

آیا پس از یک دوره مشخص از سازگاری، باید سطح آستانه یا زیرآستانه را مورد بررسی قرار داد؟

اینجاست که علم بویایی وارد دنیای پیچیده‌ی تطابق متقاطع (Cross Adaptation) می‌شود.مطالعات نشان داده‌اند که وقتی افراد به‌مدت مشخصی در معرض یک رایحه‌ی خاص قرار می‌گیرند، حساسیت آن‌ها به بوهای دیگر ممکن است تغییر کند.این پدیده که تحت تأثیر غلظت و مدت‌زمان مواجهه با رایحه‌ها قرار دارد، با روش‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است.

تطابق متقاطع در حس بویایی

پژوهشگران برای بررسی این پدیده، آستانه‌ی درک بو را در شرایط مختلف اندازه‌گیری کرده‌اند.در این روش:
-ابتدا فرد در معرض یک ماده‌ی شیمیایی (A) قرار می‌گیرد تا تطابق در سطحی بالاتر از آستانه‌ی درک بو ایجاد شود
-سپس حساسیت او نسبت به یک ماده‌ی شیمیایی دیگر (B) ارزیابی می‌شود.
نتایج نشان می‌دهند که تطابق متقاطع معمولاً حداقل، غیرقابل پیش‌بینی یا حتی در برخی موارد کاملاً غایب است.همچنین، این پدیده متقارن نیست؛ یعنی تأثیر یک رایحه بر دیگری یکسان نخواهد بود.به‌عنوان مثال، اگر فرد ابتدا با رایحه‌ی A سازگار شود و سپس آستانه‌ی درک او برای B سنجیده شود، نتیجه با حالتی که ابتدا او را با B سازگار کرده و سپس آستانه‌ی A را اندازه‌گیری کنند، متفاوت خواهد بود.

روش بطری بو (Sniff Bottle Method) و کشف رابطه‌ی بین رایحه‌ها

در مطالعات چیزمن و مین (1953) و چیزمن و تاونزند (1956)، برای بررسی تطابق متقاطع از روش بطری بو استفاده شد.این روش شامل مراحل زیر بود:
-شرکت‌کنندگان به‌صورت متوالی، بوهای تطبیق‌دهنده و آزمایشی را از بطری‌های حاوی مواد معطر خالص با رقیق‌سازی‌های مختلف استشمام کردند.
- با افزایش غلظت رایحه‌ی تطبیق‌دهنده (A)، آستانه‌ی درک رایحه‌ی تطبیق‌یافته (B) نیز افزایش یافت.
- رابطه‌ی بین غلظت بوها به‌صورت یک رابطه‌ی خطی در مقیاس لگاریتمی به دست آمد:آستانه‌ی رایحه‌ی تطبیق‌یافته (B) = k × (آستانه‌ی رایحه‌ی تطبیق‌دهنده (A))^N
مقدار N همیشه کمتر از 1.0 بود، به این معنا که یک تغییر 10 برابری در غلظت بو، تغییر کمتر از 10 برابری در آستانه‌ی درک آن را ایجاد می‌کرد.مقدار N در تطابق فردی (Self Adaptation) بیشتر از مقدار آن در تطابق متقاطع بود، بنابراین یک تغییر ۱۰۰ درصدی در غلظت یک رایحه‌ی تطبیق‌یافته، تأثیر کمتری نسبت به تطابق فردی داشت.تحقیقات نشان می‌دهند که گرچه تطابق متقاطع در شرایط خاصی رخ می‌دهد اما میزان و نحوه‌ی تأثیر آن به غلظت، نوع رایحه و ترتیب ارائه‌ی بوها بستگی دارد.این یافته‌ها به درک بهتر پدیده‌ی سازگاری بویایی و چگونگی ارزیابی بوها در مطالعات عطر و رایحه کمک می‌کنند.

آیا خستگی بویایی و تطابق متقاطع با هم ارتباط دارند؟

۱.تأثیر تطابق بر آستانه‌های بویایی

تحقیقات نشان داده‌اند که هرچه یک رایحه قوی‌تر باشد، تأثیر بیشتری بر آستانه‌ی درک سایر بوها خواهد داشت.مونکریف (1957) بررسی کرد که چگونه یک استنشاق عمیق از یک بو می‌تواند حساسیت ما را نسبت به بوهای دیگر تغییر دهد.او این اثر را برای استون،اتیل مرکاپتان وایزوپروپانول اندازه‌گیری کرد و دریافت که شدت بوی اولیه، تأثیر مستقیمی بر میزان تغییر آستانه‌ی ادراک سایر رایحه‌ها دارد.بااین‌حال، به دلیل تفاوت روش‌های تحقیقاتی، نتایج مطالعات مختلف همیشه قابل تعمیم به یکدیگر نیستند.

۲.ارتباط تطابق، تطابق متقاطع و تابع روان‌فیزیکی

شدت درک‌شده‌ی بوها به‌طور سیستماتیک با افزایش غلظت آن‌ها تغییر می‌کند.محققان این تغییر را با یک تابع توان توصیف کرده‌اند:
شدت درک‌شده‌ی بو (S) = K × (غلظت ماده‌ی معطر)ⁿ
-مقدار N (توان) نشان می‌دهد که شدت درک‌شده‌ی بو با چه نسبتی نسبت به افزایش غلظت آن تغییر می‌کند.
-مقدار N همواره کمتر از ۱.۰ است، به این معنا که حتی با افزایش ۱۰ برابری غلظت، شدت ادراک‌شده‌ی بو با همین نسبت رشد نمی‌کند.
تأثیر تطابق بویایی بر این تابع:
-کین و انگن (1969) نشان دادند که اگر فرد ابتدا در معرض یک بوی خاص قرار بگیرد، مقدار N برای بوهای بعدی افزایش می‌یابد.
-پس از تطابق، بوها ضعیف‌تر به نظر می‌رسند، حتی اگر غلظت آن‌ها تغییر نکرده باشد.
-تطابق متقاطع نیز تأثیر دارد، اما این اثر نامتقارن است.به‌عنوان‌مثال، پنتانول اثر بیشتری بر پروپانول دارد تا برعکس.نتایج این مطالعات نشان می‌دهند که یک بو می‌تواند حساسیت ما را به سایر بوها در همان سیستم بویایی تغییر دهد، به‌ویژه اگر بوهای بعدی غلظت کمتری داشته باشند.

۳.تطابق بلندمدت و اثر آن بر احساسات بویایی

درحالی‌که تطابق بویایی کوتاه‌مدت به‌سرعت از بین می‌رود، تطابق ادراکی و احساسی می‌تواند برای مدت طولانی‌تری باقی بماند:
-برخی افراد گزارش می‌دهند که یک رایحه پس از مدتی دیگر به‌اندازه‌ی قبل خوشایند یا قوی به نظر نمی‌رسد.
-این تطابق بلندمدت می‌تواند نه‌تنها حساسیت ما را به بوها تغییر دهد، بلکه حتی واکنش‌های عاطفی ما را نسبت به آن‌ها تحت تأثیر قرار دهد.درنتیجه تطابق بویایی تنها یک پدیده‌ی فیزیولوژیکی نیست، بلکه تجربه‌ای ذهنی و احساسی است که می‌تواند بر ادراک ما از عطرها و رایحه‌ها تأثیر بگذارد.

چگونه روش‌های اندازه‌گیری بازیابی بویایی بر درک و ارزیابی رایحه‌ها تأثیر می‌گذارند؟

اهمیت روش‌های اندازه‌گیری بازیابی بویایی در ارائه‌ی یک معیار مشخص و قابل اندازه‌گیری برای حساسیت بویایی است.این روش‌ها نشان می‌دهند که چقدر طول می‌کشد تا حس بویایی به حالت عادی برگردد.اما از آنجایی که این آزمایش‌ها بیشتر روی آستانه‌ی بویایی تمرکز دارند و این آستانه‌ها ذاتاً متغیر هستند، ممکن است میزان تطابقی که در آزمایش‌ها دیده می‌شود، بیشتر از چیزی باشد که در دنیای واقعی عطرها و طعم‌ها تجربه می‌کنیم.در نهایت بیشتر بوهایی که در زندگی روزمره حس می‌کنیم غلظت بالاتری نسبت به آستانه‌ی درک بو دارند، بنابراین اثر تطابق در شرایط واقعی احتمالاً کمتر از چیزی است که در آزمایشگاه اندازه‌گیری می‌شود.پژوهشگران در مطالعات جدیدتر از روش‌های مقیاس‌گذاری حسی برای بررسی تغییرات شدت ادراک بو در طول زمان بهره برده‌اند.یکی از تحقیقات کلاسیک در این زمینه، مطالعه‌ی اکمن، برگلوند و لیندوال (1967) است.

در این پژوهش شرکت‌کنندگان برای مدت 4 تا 12 دقیقه به‌طور مداوم در معرض بوی نامطبوع سولفید هیدروژن قرار گرفتند.پس از یک وقفه‌ی 2 دقیقه‌ای، شدت درک‌شده‌ی این بو مجدداً به سطح اولیه، پیش از تطابق، بازگشت.انگیزه نقش حیاتی در جلوگیری از خستگی روانی دارد.شرکت‌کنندگان داخلی که وظایف دیگری دارند، بیشتر در معرض از دست دادن انگیزه قرار می‌گیرند.یک راه‌حل موثر می‌تواند استفاده از گروه‌های آزمایشی خارجی باشد.پرداخت مبلغی به آزمایش‌کنندگان نه تنها انگیزه را افزایش می‌دهد، بلکه به اعمال کنترل‌های دقیق‌تر در آزمایش نیز کمک می‌کند.با ایجاد انگیزه و رعایت فاصله‌های زمانی مناسب، می‌توان بیش از ۲۰ عطر را در یک جلسه با دقت بررسی کرد؛ از دست دادن حساسیت بیشتر یک پدیده‌ی انگیزشی است تا اینکه محدودیتی طبیعی در حس بویایی باشد.افرادی که در پانل‌های ارزیابی بو شرکت می‌کنند باید به نکات زیر توجه داشته باشند:

  1. ارزیابی‌های کوتاه‌مدت عطر نسبت به ارزیابی‌های طولانی‌مدت مؤثرترند، زیرا از تطابق بویایی جلوگیری می‌کنند.
  2. شدت درک بو در طول یک ارزیابی ممکن است تغییر کند، حتی اگر نمونه‌ی فیزیکی ثابت باشد.این تغییر می‌تواند باعث شود کیفیت بو متفاوت به نظر برسد، درحالی‌که در واقع تنها تطابق بویایی رخ داده است.
  3. برنامه‌ریزی مناسب برای ارزیابی عطر امکان بررسی تعداد بیشتری از بوها را فراهم می‌کند، به‌ویژه زمانی که شدت بوها بالاتر از آستانه‌ی درک باشد.
  4. هنگام ارائه‌ی متوالی رایحه‌ها، محقق باید از ارائه‌ی یک رایحه‌ی بسیار ضعیف بلافاصله پس از یک رایحه‌ی بسیار قوی خودداری کند.بااین‌حال، ترتیب معکوس می‌تواند قابل‌قبول باشد.
  5. ارائه‌ی متوالی رایحه‌های مختلف از نظر نوع یا کیفیت ممکن است منجر به پدیده‌ای به نام تطابق متقاطع (Cross Adaptation) شود

چگونه تطابق احساسی و فرآیند شناختی در تطابق بلندمدت اتفاق می‌افتد؟

تطابق بلندمدت به بوها بیشتر یک فرآیند شناختی است تا حسی.به گفته‌ی کین (از طریق ارتباط شخصی)، عادت‌پذیری احساسی قابل‌توجهی ممکن است در طول یک جلسه رخ دهد، حتی اگر حساسیت بویایی همچنان حفظ شود.
-
در جلسات ارزیابی، افراد گزارش داده‌اند که بوهای ناخوشایند در انتهای جلسه دیگر به‌اندازه‌ی ابتدای آن آزاردهنده نیستند.
-
این نشان می‌دهد که نه تنها حساسیت بویایی کاهش می‌یابد، بلکه ادراک ذهنی ما از یک بو نیز تغییر می‌کند.

۱.مطالعات اولیه درباره‌ی تطابق احساسی

یونگ (در دهه ۱۹۲۰) تطابق احساسی بلندمدت (عادت‌پذیری) را مطالعه کرد، اما اطلاعات محدودی در این زمینه منتشر شد.
-
او ۴ نفر را بررسی کرد و از آن‌ها خواست تا ۸ بو را بر اساس یک مقیاس ۶ درجه‌ای از «دوست‌داشتن» تا «دوست‌نداشتن» ارزیابی کنند.
-هر بو در مجموع ۱۵ بار طی ۵ هفته ارائه شد.
-نتایج نشان داد که با گذشت زمان، قضاوت‌ها به سمت خنثی شدن متمایل شدند، اما این تغییرات چشمگیر نبودند.
بیبی-سنتر (۱۹۳۲) نیز مطالعه‌ی مشابهی انجام داد، اما او نیز به نتایج قطعی نرسید.
-او ۱۴ ماده‌ی بویایی مختلف را برای افراد ارائه داد و از آن‌ها خواست که این بوها را در بازه‌های دو هفته‌ای مرتب کنند.
-شرکت‌کنندگان باید یک بو را ۲۱۰ بار در یک ساعت آزمایشی استشمام می‌کردند.
-در نیمی از موارد، علاقه‌ی آن‌ها به بو افزایش یافت، و در نیمی دیگر، کاهش یافت.

۲.چرا برخی بوها دیگر جذاب به نظر نمی‌رسند؟

پدیده‌ی رایجی که باعث می‌شود یک عطر یا طعم دیگر به‌اندازه‌ی قبل خوشایند یا قوی به نظر نرسد، ناشی از نوعی عادت‌پذیری بلندمدت است.
-قرار گرفتن مکرر در معرض بوهای مختلف، یک پس‌زمینه‌ی تجربی ایجاد می‌کند.
-هر عطر یا طعم جدید در برابر این پس‌زمینه ارزیابی می‌شود، که می‌تواند باعث شود بوهای آشنا کمتر جذاب به نظر برسند.
این یافته‌ها نشان می‌دهند که نه‌تنها عوامل فیزیولوژیکی، بلکه عوامل شناختی و احساسی نیز در نحوه‌ی درک و قضاوت ما درباره‌ی بوها نقش دارند.

نظریه‌ سطح تطبیق چیست ؟

عطرهای قوی‌تر یک چارچوب جدید از تجربه بوها ایجاد می‌کنند.وقتی شدت یک رایحه خاص ثابت بماند در مقابل این چارچوب جدید که بویی با شدت بالاتر دارد، ضعیف‌تر به نظر می‌آید.در واقع شدت نسبی دو رایحه ممکن است تغییری نکند، اما این چارچوب مرجع ادراکی ماست که تعیین می‌کند چطور آن‌ها را توصیف کنیم.هلسون (۱۹۶۴) این پدیده را «نظریه سطح تطبیق» نامیده است.سطح تطبیق به معنای معادل شناختی ادراک از تطبیق حسی است نه ذات حسی.بلکه نتیجه پردازش و کدگذاری اطلاعات توسط سیستم عصبی ماست و به شیوه طبقه‌بندی شدت ورودی‌های حسی ارتباط دارد.برای جلوگیری از تطبیق حسی، ترتیب آزمایش محصولات باید به‌درستی تنظیم شود.با استراحتی ۲ تا ۵ دقیقه‌ای، حساسیت بویایی می‌تواند به سرعت بازگردد، به ویژه برای رایحه‌هایی که بالاتر از آستانه‌ی درک قرار دارند.این روش به شما این امکان را می‌دهد که ده‌ها عطر را بدون از دست دادن حساسیت بویایی تست کنید، البته مراقب خستگی روانی باشید که می‌تواند چالش‌ساز شود وگاهی کاهش علاقه به یک عطر ناشی از تغییر در سطح تطبیق ادراکی فرد است.این تغییرات جزئی از تجربه‌ی ما بوده و تحت تأثیر مواجهه مکرر با محصولات جدید شکل می‌گیرند.فرسودگی محصول(Product Wearout)، نه یک پدیده‌ی حسی، بلکه یک فرایند شناختی و ارزشیابی‌شده است که بر اساس درک و ارزیابی ذهنی ما از محصول اتفاق می‌افتد.در ادامه در مورد روش‌های مؤثر برای کاهش تطبیق حسی:

  1. شرکت‌کنندگان نباید مدام با یک رایحه خاص در تماس باشند.
  2. مدت زمان استشمام از روی کاغذ تست یا بطری باید کمتر از ۲ ثانیه باشد.
  3. اگر نیاز به بررسی مجدد بود، فرد باید ۱۵ تا ۲۰ ثانیه صبر کند.
  4. در این فاصله، می‌توان از یک نمونه بدون بو (مثل کاغذ یا پارچه خنثی) برای پاکسازی حس بویایی استفاده کرد.

خلاصه مطلب

تطابق بویایی پدیده‌ای طبیعی است که در اثر مواجهه مداوم با یک بو اتفاق می‌افتد.عواملی مانند غلظت بو، مدت زمان مواجهه و فاصله بین استشمام‌ها می‌توانند بر میزان خستگی بویایی تأثیر بگذارند.شناخت این فرآیند و به‌کارگیری روش‌های کاهش تطابق، به‌ویژه در آزمایش عطرها و عطرسازی، بسیار حائز اهمیت است.در نتیجه بسیاری از قوانین رایج در تست عطرها (مانند «بیش از ۵ عطر را آزمایش نکنید») ممکن است به دلیل شرایط آزمایشی غیر بهینه باشند.در یک محیط آزمایشی بهینه‌شده، می‌توان تعداد بیشتری از عطرها را بررسی کرد بدون اینکه مشکلی در تطبیق حس بویایی ایجاد شود.
منبع : Howard R.Moskowitz, MPi Sensory Testing, Inc., New York, NY; and Richard Moldawer and Robert LaTerra, Chesebrough-Pond’s, Greenwich, CT



لطفاً برای ارسال نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود بشوید
اگر تاکنون ثبت نام نکرده اید ، روی این لینک کلیک کنید